بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
477
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
اصحاب تو تجارت را يا بازى را كه آن آواز طبل دحية الكلبى است متفرق شوند و متوجه شوند بسوى آن تجارت وجه تقديم تجارت درين آيه و اكتفاء بضمير راجع بتجارت اينست كه تا اشارت باشد بر اين كه مقصود ايشان از بيرون رفتن از مسجد و متوجه به طرف دحيه شدن محض بواسطهء تجارت بوده نه استماع آواز طبل و بعضى گفتهاند كه ميتواند كه و اليه مقدر باشد بعد از اليها اى انفضوا اليها و اليه يعنى متوجه شوند بسوى تجارت و بسوى لهو وَ تَرَكُوكَ قائِماً و بگذارند تو را ايستاده بر منبر جهت اداء خطبهء نماز جمعه چنانچه سبب نزول دلالت برين دارد و از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه در تفسير « انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً » فرمود « انصرفوا اليها و تركوك قائما تخطب على المنبر » و معوية بن وهب از حضرت صادق عليه السلم روايت كرده كه « ان اول من خطب و هو جالس معوية و عن جابر بن سمرة ما رأيت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و إله يخطب الا و هو قائم فمن حدثك انه خطب و هو جالس فكذبه » يعنى جابر بن سمره گفت من نديدم حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله را كه خطبه خواند مگر پا ايستاده پس اگر كسى گويد براى تو كه حضرت نشسته خطبه خوانده او را دروغگو بدان و قبول سخن او مكن قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ بگو اى محمد مر اصحاب خود را كه آنچه نزد خداى تعالى است از ثواب نماز روز جمعه و استماع خطبه بهتر است از بازى و از تجارت وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ و خداى تعالى بهترين روزى دهندگانست وجه تقديم « لهو » درين آيه رعايت طريقهء ترقيست در مدح آنچه نزد خداى تعالى است يعنى آنچه نزد خداى تعالى بهتر است از لهو و بازيست بلكه بهتر از تجارت است كه مرتبهء آن عزيزتر از لهو است و نيز اگر تجارت را تقديم مىكرد ديگر ذكر لهو ، لغو و عبث ميبود زيرا كه بطريق اولى خيريت از لهو نيز لازم مىآمد مخفى نماند كه در وجوب نماز جمعه در زمان غيبت امام مفترض الطاعه و در عدم وجوب آن در ميان مجتهدين فئهء ناجيه